اولین کارهای پسری
١٣/١٠/٩١ برای اولین بار عروسک اردکت و روگرفتی و به طرف دهانتبردی قبلا می ترسیدی و دستهای کوچولوتو جلوی صورتت می گرفتی
عزیزم در ٢٥/١١/٩١ تولد دایی رضا اولین دندونتو در اوردی و سری دوم دندون هایت را ١٢/٣/٩٢ یعنی تو تولد دایی مجید در اوردی
اولین حمام تو در روز ٢٣/٦/٩١ یعنی تولد بابا محسن و٣ روزگیت بود بنظرم حس خوبی داشتی و لذت می بردی
اولین باری که با هم به مهمونی رفتیم خانه دایی رضا و زازا بود
و اولین باری که با هم به گردش رفتیم در تاریخ١٧/١٢/٩١ بود ما به قلعه رود خان و ماسوله رفتیم و تو خیلی ÷سر خوبی بودی تا جایی که خاله الهام می گفت من با مارتیا تا شیراز هم می روم اما اخرش چنان بلایی سر ما اوردی و گریه کردی که من گفتم جای ادم بچه دار کنج خونشه...شوخی کردم مامانی دوستت دارم
اولین باری که خودت به تنهایی غلط زدی ٢٥/١٠/٩١ بود
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین کارهای پسری
